کتاب مورد علاقه من با عنوان «نی نی کوچولو گرسنه شه خیلی زیاد»

من و علاقه ام به کتاب I and my interest in books

عکس من در سه ماهگی

عکس من در سه ماهگی

کتاب مورد علاقه من با عنوان «نی نی کوچولو گرسنه شه خیلی زیاد»

کتاب مورد علاقه من با عنوان «نی نی کوچولو گرسنه شه خیلی زیاد»

 

من و کتاب بزرگم با نام «غوغولی خان»

من و کتاب بزرگم با نام «غوغولی خان»

 

من و علاقه ام به کتاب

I and my interest in books

 

من کتاب خواندن را دوست دارم.

I like reading books.

قبل از تولد من، خانواده ام برایم کتاب های زیادی خریده بودند.

Before I was born, my family had bought many books for me.

پدرم شب ها برایم کتاب می خواند.

My father read books for me at nights.

مادرم هم همیشه برایم قصه می گفت.

Also my mother always told me stories.

وقتی به خرید می رفتیم، من همیشه دوست داشتم کتاب های مورد علاقه ام را بخرم.

When we went to shopping, I always liked buying my favorite books.

حتی من در زمان کودکی یک کتاب بزرگ داشتم که دوبرابر خودم بود.

Even as a baby, I’ve had a large book twice my size.

من هم برای عروسکهایم قصه میگفتم.

I also told a story to my dolls.

قصه هایی را که من برای عروسکهایم میگفتم مادرم در دفتری یادداشت میکرد

My mother wrote the stories that I’ve told my dolls in her notebook.

وقتی ۱۱ ساله شدم آنها را دوباره برایم می خواند.

When I became 11 years old, she reread them for me.

ما تصمیم گرفتیم قصه های کودکی ام را به صورت کتاب منتشر کنیم.

We decided to publish my childhood stories as a book.

و نام کتاب را «خانواده خرسی خانم» گذاشتیم.

And we named the book “Lady Bear’s Family.”

من دوست دارم در آینده نویسنده بزرگی بشوم و در زمینه روانشناسی کتاب بنویسم

I would like to be a successful writer in future and write books about psychology.

 

معرفی کتاب «خانواده خرسی خانم»

شرکت در نخستین نشست تخصصی کتابخوان نابینایان First specialized meeting for blind readers

تقدیر از نویسندگان نابینا

تقدیر از نویسندگان نابینا

اهدای جایزه و تقدیر توسط دبیر کل کتابخانه‌های عمومی کشور

اهدای جایزه و تقدیر توسط دبیر کل کتابخانه‌های عمومی کشور

اهدای جایزه و تقدیر توسط دبیر کل و مدیران کل کتابخانه‌های عمومی کشور

اهدای جایزه و تقدیر توسط دبیر کل و مدیران کل کتابخانه‌های عمومی کشور

معرفی کتاب «خانواده خرسی خانم»

معرفی کتاب «خانواده خرسی خانم»

معرفی کتاب دوم « من می‌توانم»

معرفی کتاب دوم « من می‌توانم»

 

تقدیر نامه اهدایی

تقدیر نامه اهدایی

 

امروز ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ به همراه پدر و مادرم به نخستین نشست تخصصی کتاب خوان نابینایان دعوت شدیم.
Today 10 Jan 2015 along with my parents we were invite to the first specialized meeting for blind readers.
مراسم خوبی بود.
It was a good ceremony.
در آنجا کتابداران و ناشران سراسر کشور دعوت شده بودند.
 
Librarians and publishers across the country were invited there.
هیجان عجیبی داشتم.
I had a strange excitement.
در این نشست ۱۲ نفر از نابینایان کتابهای خودشونو معرفی کردند.
At the meeting, 12 blind people introduced their books.
 
در آن نشست من کوچکترین نویسنده بودم.
At the meeting, I was the youngest author.
وقتی می خواستم کتابهایم را معرفی کنم ، من سعی کردم کوتاه، مختصر و مفید آنها را بیان کنم
When I wanted to introduce my books, I tried to say it short, concise and helpful.
من گفتم: کتاب اولم در مورد مطالبی است که بچه ها باید یاد بگیرند.
I said: “My first book is about the things that kids must learn.”
هر چیزی را نخورند.
Don’t eat everything.
پرخوری نکنند.
Don’t overeat.
ترسو نباشند.
Don’t be a timid.
 
از فکرشون برای کارهای مفید استفاده کنند.
They use their ideas to do useful things.
و
And…
کتاب دومم نیز در باره مشکلات کودکان نابینا در مدارس عادی است.
My second book is also about difficulties of blind children in regular schools.
در این نشست همچنین از نویسندگان تقدیر کردند.
In the meeting they also praised the authors.
من یک  آرزو دارم . امیدوارم همه آدمهای روی زمین موفق باشند و موجب پیشرفت جهان شوند.
I have a wish. I hope that all people on Earth will be successful and they could do something to improve the world.