مطالب توسط zshojaee

داداشی ها : brothers

کاش یه داداش داشتم. I wish I had a brother. یه داداش خوب، مهربون، جذاب. A good brother, kind, attractive. با هم می نشستیم تخمه می خوردیم فوتبال نگاه می کردیم. کل کل های فوتبالی می کردیم. We sat together, ate seeds, watched football. We were playing football. وقت و بی وقت می گفت زهرا […]

خاله ليلا شخصيت دوست داشتني در كتاب پنجمم با نام «آيينه مرا گول زد»

به نام خدا شنيدم وقتي به دنيا آمدم تنها كسي كه پس از دانستن نابينايي ام هرگز غمگين نشد و از لحظه لحظه تولدم فيلم گرفت خاله ليلا بود. همه ميگن سالهاي سال با مامان عزيزم كارهاي منو انجام ميداد. يادمه كه وقتي كليه ام عفونت كرده بود و بيش از يك ماه در بيمارستان […]

تولد به ياد ماندني.Memorable birthday

به نام خدا سالها پيش، تولدم را با تمام عروسكهايم جشن گرفتم. جشن مفصلي بود و خيلي خوش گذشت. پيام تولد براي ما اين است كه وقتي مي پذيريم به اين دنيا بياييم، بايستي دنياي زيبايي را براي خود و اطرافيانمان خلق كنيم. تولد ما يك بار اتفاق مي افتد. روزهاي عمرمان زود ميگذرد. چه […]

من و علاقه ام به کتاب I and my interest in books

    من و علاقه ام به کتاب I and my interest in books   من کتاب خواندن را دوست دارم. I like reading books. قبل از تولد من، خانواده ام برایم کتاب های زیادی خریده بودند. Before I was born, my family had bought many books for me. پدرم شب ها برایم کتاب می […]

شرکت در نخستین نشست تخصصی کتابخوان نابینایان First specialized meeting for blind readers

    امروز ۱۳۹۴/۱۰/۲۱ به همراه پدر و مادرم به نخستین نشست تخصصی کتاب خوان نابینایان دعوت شدیم. Today 10 Jan 2015 along with my parents we were invite to the first specialized meeting for blind readers. مراسم خوبی بود. It was a good ceremony. در آنجا کتابداران و ناشران سراسر کشور دعوت شده بودند. […]

وقتی که من به دنیا آمدم When I was born

        وقتي كه من به دنيا آمدم   When I was born مادرم زایمان سختی داشت . My mother had a difficult delivery. پدرم شوک زده بود. My father was shocked. پرستارها و فاميلها با ما همدردی میکردند The nurses and families were sympathetic to us. یکی از مادر بزرگ هايم گریه […]

زهرا شجاعی نخبه روشندل

زهرا شجاعی نخبه و نویسنده روشندل که سیزده سال سن دارد وقتی متوجه شد که ما قصد داریم در طرح «لبخند فرشته» به کودکان کار کتاب هدیه کنیم، کتاب خودش را با عنوان «خانواده خرسی خانوم» به این طرح هدیه کرد. ضمن تشکر از زهرای عزیز و آرزوی موفقیت برای او و همچنین تشکر از […]